پرسش دوم
در سوره بقره آيه 30 (در موضوع خلقت آدم)، ملائكه چگونه فهميدند كه انسان در روى زمين خون مىريزد آيا انسانهاى ديگرى قبل از حضرت آدم بودهاند؟
جواب:
اگر به صدر و ذيل آيه 30 بقره توجه دقيقتر داشته باشيد، پاسخ پرسشهاى خود را خواهيد يافت. اين كه ملائكه چگونه مىدانستند كه آدمى در زمين خون مىريزد و فساد مىكند، از كلام خداوند متعال چنين استفادهاى كردند. خداوند در اول اين آيه به ملائكه فرمود: «من در زمين خليفه خواهم گماشت»، ملائكه از دو واژه «زمين» و «خليفه و جانشين» به ابهام افتاده، برايشان اين اشكال پديد آمد كه «پروردگارا آيا كسانى را خواهى گماشت كه در زمين فساد مىكنند و خونها مىريزند و حال آن كه ما خود تو را تسبيح و تقديس مىكنيم».
ملائكه از آن جا برايشان اين شبهه پديد آمد كه خداوند مىخواهد جانشين بر روى زمين بگمارد زمينى كه به دليل قرار داشتنش در عالم مادى و جسمانى، آثار و احكام خاص خود را دارد. عالمى كه دار تزاحمات و مركب از قواى غضبيه و شهويه است، محدوديت دارد، موجوداتش در معرض انحلال و بطلاناند، بقاء در آن تنها در سايه اجتماع و همكارى ميسر است، آميخته با شرّ و فساد است و به دليل وجودتزاحم در آن، خالى از خونريزى نيست و.
حال چگونه مىشود در چنين عالمى، با اين احكام و آثار خود، جانشينى قرار داد كه بايد نمودى از خداوند باشد؟ خداوندى كه متصف به اوصاف جمال و جلال است. از نقص و فساد و شرّ مبرّا است. در معرض بطلان و انحلال نيست. در بقاى خود نيازمند به اجتماع و تعاون ديگران ندارد محدوديت ندارد و آيا آدمى كه در چنين عالم مادى و جسمانى قرار دارد، مىتواند نمود و مظهرى از آن مقام ربوبى باشد و خود را زيبنده و جانشين او سازد؟ در واقع براى ملائكه از دو واژه «زمين» و «جانشين» در صدر آيه شريفه، اين پرسش پديد آمد كه چگونه مىشود در زمينى كه مشوب به شر و فساد است، جانشينى باشد كه بايد با وجودش خداوند متعال را تقديس و تسبيح كند و از هر گونه نقص و فسادى به دور باشد. بنابراين، ملائكه از كلام خداوند متعال، در اول آيه، چنين دانشى را پيدا كرده، چنان پرسشى را مطرح كردند.
پىنوشت
(1) الميزان، ج 1، ص 511- 611.
